لغت نامه دهخدا
اشتاق. [ ] ( اِخ ) نام زوجه ابن النجاری معروف به بنت الجیش الرکابدار که با ابوعلی بن ابی الخیر روابط نامشروعی داشت. رجوع به تاریخ الحکماء قفطی ص 412 شود.
اشتاق. [ ] ( اِخ ) نام زوجه ابن النجاری معروف به بنت الجیش الرکابدار که با ابوعلی بن ابی الخیر روابط نامشروعی داشت. رجوع به تاریخ الحکماء قفطی ص 412 شود.
نام وجه النجاری معروف به بنت الجیش الرکابدار که با ابو علی بن ابی الخیر روابط نامشروعی داشت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 انصرة دینالله اشتاق ان یری جمال المعالی فهو للجود مربع