لغت نامه دهخدا
اشتار. [ اِ ] ( ع مص ) برگشته پلک گردانیدن چشم را. ( منتهی الارب ). پلک چشم واگردانیدن. ( تاج المصادر بیهقی ).
اشتار. [ اِ ] ( ع مص ) برگشته پلک گردانیدن چشم را. ( منتهی الارب ). پلک چشم واگردانیدن. ( تاج المصادر بیهقی ).
برگشته پلک گردانیدن چشم را پلک چشم وا گردانیدن.
اسم: اشتار (دختر) (فارسی، آشوری) (تلفظ: eshtar) (فارسی: اِشتار) (انگلیسی: eshtar)
معنی: الهه عشق و برکت
💡 مقالات وی در موضوعات ادب، تاریخ ادیان، ایران دوره قبل از اسلام و عهد اسلامی، تاریخ ادبیات، آثار باستانی، علوم تربیتی و…؛ در مجلههای: ایران، مهر، سخن، آموزش و پرورش، یغما، یادگار، دانش (تهران)، اطلاعات ماهانه، اطلاعات هفتگی، فرهنگ (مشهد)، ایران لیگ (بمبئی)، روزگار نو (لندن)، اشتار (پاریس)، آهنگ (دهلی)، آریانا (کابل) و نیز در سالنامههای پاریس، ایران، جاوید، کارون (تهران) و یادنامه بیروتی (کلکته) به طبع رسیده و تعداد آنها بالغ بر۲۰۴ است.