استوده

لغت نامه دهخدا

استوده. [ اُ دَ / دِ ] ( ن مف ) نعت مفعولی از هر سه صاحب فطنت و صاحب نظر
هر یکی از دیگری استوده تر.مولوی.استودن.ستوده. ستایش شده:
هر یکی از دیگری استوده تر
در سخا و دروغا و کر و فر.مولوی.

فرهنگ عمید

۱. مدح شده، ستایش شده.
۲. پسندیده: هریکی از دیگری استوده تر / در سخا و در وغا و کرّوفر (مولوی۱: ۱۰۶۴ ).

فرهنگ فارسی

ستوده

جمله سازی با استوده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شه غلام او شد از علم و هنر ملک علم از ملک حسن استوده‌تر

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران