لغت نامه دهخدا
ازبار. [ اِ ] ( ع مص ) بزرگ جثه و دلیر گردیدن. ( منتهی الارب ).
ازبار. [ اِ ] ( ع مص ) بزرگ جثه و دلیر گردیدن. ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرو را دارد بهار بی خزان درپیچ وتاب برگ بر آزادگان باشد گران ازبار بیش