از نوا

لغت نامه دهخدا

ازنوا. [ اِ ن َ ] ( اِخ ) جنگلی است قرب روشندون مازندران. ( سفرنامه مازندران و استراباد رابینو ص 48 بخش انگلیسی ).

جمله سازی با از نوا

💡 طوطی و دراج و ساری، تیهو و کبک دری داده بر باد از نوا اندوه عشاق حزین

💡 جلوه اش ما را ز ما بیگانه کرد ساز ما را از نوا بیگانه کرد

💡 غالب از من شیوه نطق ظهوری زنده گشت از نوا جان در تن ساز بیانش کرده‌ام

💡 لب فرو بستم رهی بی‌روی گلچین و امیر در فراق هم‌نوایان از نوا افتاده‌ام

💡 پرده عشاق افتاد از نوا بر روی کار عشق آن روزی که قانون محبت کرد ساز

💡 ندانند شیرین‌کلامان مگر؟ که بی‌بهره است از نوا نیشکر

اوج یعنی چه؟
اوج یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز