لغت نامه دهخدا
ارسیس. [ اَ ] ( اِخ ) ابن اخوس در آثارالباقیه در جدول سلاطین ایران بدین صورت آمده و در جدول سلاطین کلدانی ارسیخ ذکر شده است. رجوع به آرسس و ایران باستان ص 1186 ببعد شود.
ارسیس. [ اَ ] ( اِخ ) ابن اخوس در آثارالباقیه در جدول سلاطین ایران بدین صورت آمده و در جدول سلاطین کلدانی ارسیخ ذکر شده است. رجوع به آرسس و ایران باستان ص 1186 ببعد شود.
اسم: آرسیس (پسر) (فارسی) (تلفظ: arsis) (فارسی: آرسیس) (انگلیسی: arsis)
معنی: مرد راستگوی ایرانی
آرسیس. آرسیس ( به فرانسوی: Arcisses ) یک کمون در فرانسه است که در اور - ا - لوآر واقع شده است. آرسیس ۴۵٫۴۳ کیلومتر مربع مساحت دارد.
آرسیس. آرسیس (arsis music) (یونانی = بالا بردن) در موسیقی، واژه ایجایگزین برایضدضرب یا ضرب ضعیف، که از شعر یونانیبه عاریت گرفته شده است. متضاد ثِسیس (یونانی= پایین بردن ) یا ضرب قویاست. با این حال در کاربرد آلمانی، «آرسیس » و «ثِسیس » معانیمتضاد با اصل یونانو انگلیسیخود دارند.
💡 برخی از برنامههای سوروس مبنی بر گسترش دموکراسی در کشورهای قزاقستان و ترکمنستان ممنوع شدهاند. ارسیس کورتولوس، رئیس انجمن شفافیت اجتماعی در ترکیه در مصاحبهای عنوان کرد «سوروس با استفاده از سازمانهای غیر دولتی خواسته خود در اوکراین و گرجستان را پیاده کرد. سال گذشته روسیه قانونی را تصویب کرد که سازمانهای غیردولتی حق دریافت کمک نقدی از شهروندان خارجی را ندارند. به نظرم این قانون باید در ترکیه نیز تصویب شود.»