لغت نامه دهخدا
ارزانش. [ اَ ن ِ ] ( اِ ) خیر. ( برهان قاطع ). کار نیکو. || خیرات و چیزی که در راه خدا بمردم داده شود. ( برهان قاطع ). صَدَقات.
ارزانش. [ اَ ن ِ ] ( اِ ) خیر. ( برهان قاطع ). کار نیکو. || خیرات و چیزی که در راه خدا بمردم داده شود. ( برهان قاطع ). صَدَقات.
💡 گشته همدم یوسفت آزاد زی سخت ارزانش خریدی شاد زی
💡 هرزه دل دربند این و آن منه قدر دل بشناس و ارزانش مده