اخلاس

لغت نامه دهخدا

اخلاس. [ اِ ] ( ع مص ) اخلاس نبات؛ بهم آمیختن تر و خشک گیاه. || بهم آمیختن موی سیاه و سپید. گمیژه شدن موی. ( تاج المصادر بیهقی ). || آمیخته شدن.

فرهنگ فارسی

اخلاص نبات بهم آمیختن تر و خشک گیاه بهم آمیختن موی سیاه و سپید

جمله سازی با اخلاس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من که چون زر تفته‌ام از آتش اخلاس عشق چون محک ای دل سیه جویی چرا معیار من