اختیارات محلی

مترادف‌ها

صلاحیت‌های محلی

متضادها

اختیارات مرکزی

فرهنگستان زبان و ادب

{home rule} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] اختیار قانون گذاری محدود و ادارۀ امور محلی در شهرستان یا شهر به دست اهالی آن

ویکی واژه

اختیار قانون‌گذاری محدود و ادارۀ امور محلی در شهرستان یا شهر به دست اهالی آن.

جمله سازی با اختیارات محلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در نتیجه این متن و در حال و هوای اعتصاب‌های سراسری پاره‌ای از تشکل‌های کارگری تلاش نمودند تا قدرت را در سطح منطقه‌ای به دست بگیرند. در سرتاسر ناحیه رور «شوراهای اجرایی» محلی که به صورت ناگهانی تأسیس شده بودند اختیارات محلی را به دست گرفتند. این شوراها بیشتر تحت سلطه حزب سوسیال دموکرات مستقل آلمان بودند و حزب کمونیست آلمان هم در آن مشارکت‌هایی داشت. اتحادیه کارگران آزاد آلمان نیز که عقاید آنارشیستی ساندیکالیستی داشت هم در این ساختار نمایندگانی داشت.

💡 برای بهبود مدیریت شهری و پاسخگویی بهتر به نیازهای شهروندان، باید اختیارات محلی به شهرداری‌ها و شورای شهر در سطح مناطق مختلف افزایش یابد.

💡 تمرکز بیش از حد قدرت در مرکز می‌تواند مانع از اعمال صحیح اختیارات محلی و مدیریت بهینه منابع در استان‌ها و شهرستان‌های دورافتاده شود.

💡 دولت باید با تفویض مناسب اختیارات محلی، زمینه را برای مشارکت فعال‌تر جوامع محلی در تصمیم‌گیری‌های مربوط به توسعه زیرساخت‌های منطقه‌ای فراهم کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران