اختصاص دادن
مترادفها
تخصیص دادن، اختصاص دادن
متضادها
عمومی کردن، همگانی کردن
لغت نامه دهخدا
اختصاص دادن. [ اِ ت ِ دَ ] ( مص مرکب ) چیزی را بکسی مخصوص کردن و شریک نکردن دیگری را در آن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) چیزی را بکسی مخصوص کردن و شریک نکردن دیگری را در آن.
جمله سازی با اختصاص دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 است و گذشته از این که مزیت استفاده از د.د.ج (درخت دودویی جستجو) از بین رفته، مقدار زیادی حافظه هم با اختصاص دادن به اشارهگرهای تهی از دست میرود. پیادهسازی توابع درج و حذف درخت ۲-۳ به گونهای است که این درخت طی درجها و حذفها به صورت متوازن باقی میماند.
💡 مجلس ملی جمهوری ارمنستان دارای ۱۰۱ کرسی است و نظام انتخاباتی آن تکیهاش بر نمایندگی تناسبی در انتخابات است و در آن چند نامزد برای مجلس مقننه براساس اختصاص دادن یک لیست انتخاباتی انتخاب میشوند. آنها همچنین میتوانند بعنوان بخشی برای اضافه کردن به اعضای سیستم انتخاباتی مورد استفاده قرار گیرند.