لغت نامه دهخدا
اخترشمار. [ اَ ت َ ش ُ ] ( نف مرکب ) منجم.
اخترشمار. [ اَ ت َ ش ُ ] ( نف مرکب ) منجم.
۱. (نجوم ) ستاره شناس، منجم.
۲. [مجاز] کسی که شب بیدار می ماند.
( اسم صفت ) منجم ستاره شناس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اودوکسوس از مردمان کنیدوس بود این شهر یکی از کوچنشینهای یونانی در آسیای صغیر بود. او اخترشمار و ریاضیدان زبده و از شاگردان افلاطون بود که به سال ۴۰۸ پیش از میلاد زاده و در سال ۳۵۵ زندگی را وداع گفتهاست. در ۳۲ سالگی به آتن رفته، خدمت افلاطون را دریافت و سپس چند سال در مصر به تحصیل نجوم پرداخت و در آتن مدرسهای گشود و در آخر عمر در شهر زادگاهش به سمت قانونگذار برگزیده شد. مقام و منزلت او چنان بوده که در روزگار باستان او را اودوکسوس خداگونه و در زمان ما برتر از ارسطو نامیدهاند.
💡 دیدهٔ اخترشمار من ز تیزی نظر سفت هر گوهر که در دریای گردون یافتم