لغت نامه دهخدا
اختربین. [ اَ ت َ ] ( نف مرکب ) فال گیر. || منجم. اخترشناس.
اختربین. [ اَ ت َ ] ( نف مرکب ) فال گیر. || منجم. اخترشناس.
۱. منجم، ستاره شناس.
۲. فال گیر، طالع بین.
منجم، ستاره شناس، فالگیر، طالع بین
( اسم صفت ) منجم اختر شناس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جان هیدون (۱۰ سپتامبر ۱۶۲۹- حدود ۱۶۶۷) یک فیلسوف غیبی نوافلاطونی انگلیسی، رزیکلاس، اختربین و وکیل بود.