احواز

لغت نامه دهخدا

احواز. [ اَح ْ ] ( اِخ ) از نواحی بغداد است از جهت نهروان. ( معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

از نواحی بغداد است

جمله سازی با احواز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در سال ۱۳۷۸ طاهر مزرعه، برادر صلاح پس از خروج از کشور و فعالیت در ترکیه، سپس به سوریه رفته و به‌عنوان مسئول جبهه دمکراتیک خلق عرب احواز شاخه سوریه فعالیت تجزیه‌طلبانه خود را ادامه می‌دهد.

💡 شهر احواز به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص و نزدیکی به رود کارون، همواره یکی از مراکز اقتصادی و کشاورزی بسیار مهم در منطقه محسوب شده است.

💡 بسیاری از گردشگران برای مشاهده مناظر زیبا و تجربه فرهنگ غنی بومی، سفر خود را به سمت شهرهای جنوبی از جمله احواز برنامه‌ریزی می‌کنند.

💡 در سال‌های اخیر، تغییرات اقلیمی و افزایش دمای هوا در شهر احواز، چالش‌های زیست‌محیطی جدیدی را برای ساکنان این منطقه ایجاد کرده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران