اح
لغت نامه دهخدا
( آح ) آح. ( ع اِ ) سپیده خایه. بیاض البیض. سپیده تخم مرغ.
اح. [ اَح ح / اُح ح ] ( ع مص ) سرفه کردن. ( منتهی الارب ). صوتی است که دلالت بر درد و بیماری سینه کند. گویند اَح الرّجل؛ هنگامی که سرفه کند. ( تعریفات ).
فرهنگ فارسی
( آح ) سپیده خایه سپیده تخم مرغ
سرفه کردن
جمله سازی با اح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شنو اح وال خود ز آغاز و انجام پریزادی که بودش انجنی نام