اجداث
مترادفها
قبرها، مزارها
لغت نامه دهخدا
اجداث. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ جدث. قبرها. گورها.
اجداث.[ اِ ] ( ع مص ) گور کندن. گور کردن. ( تاج المصادر ).
فرهنگ فارسی
گور کندن
جمله سازی با اجداث
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وعظتک اجداث صمت و نعتک ازمنة خفت