اجاره دار

لغت نامه دهخدا

اجاره دار. [ اِ رَ / رِ ] ( نف مرکب ) مستأجر.

فرهنگ عمید

۱. موجر.
۲. مستٲجر.

فرهنگ فارسی

( اسم صفت ) ۱ - کرایه دار ملک کسی که ملکی را اجاره میکند مستائ جر متصرف و ضابط ملک. ۲ - زمین دار.

جمله سازی با اجاره دار

💡 او نیز مانند برادرش حسن اجاره دار از اعضای حزب جمهوری اسلامی و شورای مرکزی آن بود. حسن اجاره دار در جلسه بمب‌گذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی کشته و ابوالفضل اجاره‌دار در این حادثه مجروح شد. وی سپس در تأسیس حزب اعتدال و توسعه شرکت کرده و از بنیانگذاران این حزب گشت.

💡 مالک و بانی اصلی این پارک اکبر خان بیگلربیگی (درگذشته ۱۳۰۷ ه‍.ق) از مالکان و متمولان طراز اول ایران در عصر ناصری و اجاره دار گمرکات شمال ایران بود. معروف است که غرس نهال‌های این پارک که امروزه درختان تنومندی شده‌اند و نیز خیابان کشی و احداث عمارت تابستانی واقع در آن که معروف به عمارت کلاه فرنگی است، همگی تحت نظارت شخص اکبر خان صورت پذیرفته است.

جوز یعنی چه؟
جوز یعنی چه؟
آهنگر یعنی چه؟
آهنگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز