اتجاه
مترادفها
جهت، سو، مسیر، رو
لغت نامه دهخدا
اتجاه. [ اِت ْ ت ِ ] ( ع مص ) متوجه شدن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). || روی دادن. سنوح.
فرهنگ فارسی
روی دادن
جهت، سو، مسیر، رو
اتجاه. [ اِت ْ ت ِ ] ( ع مص ) متوجه شدن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). || روی دادن. سنوح.
روی دادن