گسسته مهار

لغت نامه دهخدا

گسسته مهار. [ گ ُ س َس ْ ت َ / ت ِ م ِ / م َ ] ( ص مرکب )سرکش. ( برهان ). عنان بریده. لجام گسیخته:
چنان دید کز تازیان صدهزار
هیونان مست و گسسته مهار.فردوسی.به چنگ اندرون گرزه گاوسار
بسان هیونی گسسته مهار.فردوسی.غضب ستیزه گر و عقل قهرمان در خواب
شتر گسسته مهار است و ساربان در خواب.صائب. || بی قید و سخت ستهیده که به عربی خلیعالعذار گویند. ( انجمن آرا ) ( فرهنگ رشیدی ):
میان عالم و جاهل همین قدر فرق است
که این کشیده عنان است و آن گسسته مهار.ظهیر فاریابی.|| ستیزنده. || سخن ناشنوده. ( برهان ). ورجوع به مجموعه مترادفات ص 300 و گسسته لجام و گسسته لگام و گسسته عنان شود.

فرهنگ فارسی

۱ - گسسته لگام: چنان دید کز تازیان صد هزار هیونان مست و گسسته مهار... ۲ - بی قید لا قید: میان عالم و جاهل همین قدر فرق است که این کشیده عنان است و آن گسسته مهار. ( ظهیر فاریابی ) ۳ - ستیزنده.

جمله سازی با گسسته مهار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زمانه بودی چون بُختی گسسته مهار به دست او نسپردی گرش خدای زمام

💡 شکسته گشت ز سر پنجۀ کفایت او حوادثی که گسسته مهار می آمد

💡 چه خیزد از دوسه نا اهل در علف زاری یکی گسسته مهار و یکی فگنده لجام

واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز