مباحی

مترادف‌ها

موضوعات، مباحث

متضادها

حرام، ممنوع

لغت نامه دهخدا

مباحی. [ م ُ ] ( ص نسبی ) آن که قائل به رفع حکم حرمت است و همه چیز را درخور ارتکاب می شمارد. جمعی که خود را به صوفیان منتسب می شمرده اند، و قائل به رفع حکم حرمت بوده اند و آنان را «اباحی » و «اباحتی » و «صوفیه اباحیه » نیز گویند. ( فرهنگ نوادر لغات کلیات شمس چ فروزانفر ج 7 ). از مُباحی عربی، که به اباحه معتقد باشد و همه چیز را مباح شمرد و چیزی را حرام و ناروا نداند: 
ما رند و مقامر و مباحی ایم 
انگشت نمای هر نواحی ایم.عطار ( از فرهنگ فارسی معین ).زهد از تو مباحی شد، تسبیح صراحی شد
جان را که فلاحی شد با رطل گران کرده.مولوی ( کلیات شمس ج 7 ).امروزسماع است و شراب است و صراحی 
یک ساقی بدمست یکی جمع مباحی.مولوی ( ایضاً ).روحی است مباحی که از آن روح چشیده ست 
کو روح قدیمی و کجا روح ریاحی.مولوی ( ایضاً ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) اباحتی: ما رند و مقامر و مباحی ایم انگشت نمای هر نواحی ایم. ( عطار )
آن که قائل به رفع حکم حرمت است و همه چیز را در خور ارتکاب می شمارد

جمله سازی با مباحی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ماده ۱۴۷: هر کس مال مباحی را با رعایت قوانین مربوطه به آن حیازت کند مالک آن می‌شود.

💡 آن مباحی مذهب و صوفی لقب آن مرقع پوش دزد والحرب

💡 روحی است مباحی که از آن روح چشیده‌ست کو روح قدیمی و کجا روح ریاحی

💡 ای مباحی این سخن آن تونیست مرتدی تو، این به دندان تو نیست

💡 در شهر همه مباحی ام می خوانند نیکو نامی زعشق حاصل کردیم

💡 در فقه اسلامی، مباحی به کارهایی اطلاق می‌شود که انجام دادن یا ترک آن‌ها، پاداش یا جریمه‌ای به دنبال ندارد و بر انجام آن‌ها حکم واجب یا حرام نیست.

💡 دانشمندان دینی در بحث‌های مربوط به اخلاق، تفاوت میان واجبات و مباحی را بررسی می‌کنند تا مرزهای دقیق عمل‌های پسندیده و بی‌اثر را مشخص کنند.

💡 در زندگی روزمره، بسیاری از فعالیت‌های انسانی در زمره مباحی قرار می‌گیرند که فرد می‌تواند بر اساس نیاز و میل شخصی خود آن‌ها را انتخاب کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران