لغت نامه دهخدا
مشکین سنان. [ م ُ /م ِ س ِ ] ( اِ مرکب ) کنایه از مژگان معشوق است. ( برهان ( آنندراج ) ( انجمن آرا ) ( فرهنگ رشیدی ):
نیزه بالاست خون غمزه تو
که به مشکین سنان همی ریزد.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 468 ).
مشکین سنان. [ م ُ /م ِ س ِ ] ( اِ مرکب ) کنایه از مژگان معشوق است. ( برهان ( آنندراج ) ( انجمن آرا ) ( فرهنگ رشیدی ):
نیزه بالاست خون غمزه تو
که به مشکین سنان همی ریزد.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 468 ).
( اسم ) مژگان معشوق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیزه بالاست خون ز غمزهٔ تو که به مشکین سنان همی ریزد
💡 این تویی کز غمزه غوغا در جهان انگیخته نیزه بالا خون بدان مشکین سنان انگیخته