لغت نامه دهخدا
نعمت خوار. [ ن ِ م َ خوا / خا ] ( نف مرکب ) نعمت خواره. نعمت خور. روزی خورنده. رجوع به نعمت خواره شود:
حق نعمت شناختن در کار
نعمت افزون دهد به نعمت خوار.نظامی.
نعمت خوار. [ ن ِ م َ خوا / خا ] ( نف مرکب ) نعمت خواره. نعمت خور. روزی خورنده. رجوع به نعمت خواره شود:
حق نعمت شناختن در کار
نعمت افزون دهد به نعمت خوار.نظامی.
نعمت خواره. نعمت خور. روزی خورنده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از عزیزی گر نخواهی تا به خواری اوفتی روی نیکو را عزیز و مال و نعمت خوار دار