لغت نامه دهخدا
کبک دل. [ ک َ دِ ] ( ص مرکب ) جبان. ( یادداشت مؤلف ). ترسنده. کبک زهره. رجوع به کبک زهره شود.
کبک دل. [ ک َ دِ ] ( ص مرکب ) جبان. ( یادداشت مؤلف ). ترسنده. کبک زهره. رجوع به کبک زهره شود.
جبان ترسنده
💡 چنگ باز هوا ندارد کبک دل شیر عرین ندارد رنگ
💡 گر کبک دل من نزند قهقه ی ذوق معذور همی دار که در چنگ عقاب است