هم خون

لغت نامه دهخدا

هم خون. [ هََ ] ( ص مرکب ) دو تن که قرابت نسبی دارند. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

دو تن که قرابت نسبی دارند

جمله سازی با هم خون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آنجا که کشته ای دل، شمشیر تیز بر کش تا سر نهم هم آنجا، هم خون به خون رسانم

💡 هم پردهٔ من می‌در هم خون دلم می‌خور آخر نه توی با من شاباش زهی ای من

💡 در ملک شهادت دیت است آنچه بیابند ای ناله تو هم خون شو و دامان اثر گیر

💡 شاه است عدل انگیخته دست فلک بربیخته هم خون ظالم ریخته هم ملک آبا داشته

💡 بی تو هم خون شددلم هم دیدهام خونبار گشت در غمت دل یاریم بنمود و چشمم یاوری

سیما یعنی چه؟
سیما یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز