نخل موم

لغت نامه دهخدا

نخل موم. [ ن َ ل ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) درخت پرگل یا پرمیوه که از موم الوان سازند. ( غیاث اللغات ). نخل مومین. شبیه نخل که از موم کنند:
طبع مسکینت محصص از هنر
همچونخل موم بی برگ وثمر.مولوی ( از جهانگیری ). || کنایه از شمع است:
روی گرمی چونبینیم به کس وانشویم
نخل مومیم به جز شعله که چیند بر ما؟کلیم ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

درخت پر گل یا میوه که از موم. الوان سازند نخل مومین.

جمله سازی با نخل موم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فضای گلشن هندوستان گلستانی ست که نخل موم چو عنبر درو بهار کند

💡 چنان شد دلنشین این روضه ی پاک که نخل موم دارد ریشه در خاک

💡 مرا نهال امید آن زمان شود سرسبز که نخل موم کند ریشه در دل آتش را

💡 دلم توقع گرمی ندارد از احباب چو نخل موم که می سازدش هوای خنک

💡 به روزگار اثر کرده آنچنان لطفش که شد ز تربیت شعله، نخل موم نهال

💡 مانند نخل موم نهال امید ما در مغز خاک ریشه به ذوق ثمر نکرد

رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز