مکرمش

مکرمش، واژه‌ای است که در فرهنگ و ادب فارسی به‌طور گسترده‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد. این واژه به معنای احترام و ارادت به شخصی خاص یا در مورد موضوعی خاص به کار می‌رود. در واقع، مکرمش نشان‌دهنده‌ی نوعی از محبت و توجه به دیگران است که در روابط انسانی نقش بسزایی دارد. این واژه می‌تواند در مناسبت‌های مختلف، مانند تبریک به مناسبت‌های خاص یا در بیان دل‌نوشته‌ها به کار رود و احساسات عمیق‌تری را منتقل کند. استفاده از این واژه در متن‌ها و گفتگوها، به نوعی نشان‌دهنده‌ی ادب و نزاکت گوینده است. در دنیای امروز که روابط انسانی به‌دلیل مشغله‌های روزمره کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، یادآوری ارزش‌هایی چون احترام و محبت، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. به همین دلیل، به کار بردن عبارت مکرمش می‌تواند نمادی از تعهد به حفظ این ارزش‌ها و تقویت روابط انسانی باشد. این واژه به ما یادآوری می‌کند که باید نسبت به یکدیگر احترام قائل باشیم و این احترام را در عمل نیز نشان دهیم.

لغت نامه دهخدا

مکرمش. [ م ُ ک َ م َ ] ( ع ص ) چین داده شده. چروک خورده. ( فرهنگ نوادر لغات دیوان شمس چ فروزانفر ): 
در عاشقی نگر که رخش بوسه گاه اوست 
منگر بدان که زرد و ضعیف و مکرمش است.مولوی ( فرهنگ نوادر لغات ایضاً ).ای شاهد وقت وقت شه رخ 
سودت نکند رخ مکرمش.مولوی ( فرهنگ نوادر لغات ایضاً ).

فرهنگ فارسی

چین داده شده. چروک خورده.

جملاتی از کلمه مکرمش

در عاشقی نگر که رخش بوسه گاه او است منگر بدانک زرد و ضعیف و مکرمش است
و گفت: عارف صید معروف است که معروف او را صید کرده است تا مکرمش گرداند و در حظیرة القدس بنشاند.