مکتوبی

لغت نامه دهخدا

مکتوبی. [ م َ ] ( ص نسبی ) منسوب به مکتوب و هر چیزی که در مکتوب نوشته شده. ( ناظم الاطباء ).
- خبر مکتوبی؛ خبری که در نامه و مراسله نوشته باشند. ضد خبر شفاهی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

منسوب به مکتوب و هر چیزی که در مکتوب نوشته شده. ترکیب: خبر مکتوبی خبری که در نامه و مراسله نوشته باشند. ضد خبر شفاهی.

جمله سازی با مکتوبی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نیست تن را آن توانایی که سازد جان نثار گر به مکتوبی کنی یادم، ببین احوال چیست؟

💡 علاوه بر این خدایان، ممکن است خدایان طبیعی دیگری با رتبه پایین‌تر در میان سکاها وجود داشته باشند که هیچ مدرک یا سند مکتوبی از آن‌ها باقی نمانده است.

💡 بلند از خاک نبود کاغذ باد به سوی ابر، مکتوبی فرستاد

💡 دنگ با شرکت در فعالیت‌های زیرزمینی در پاریس و شانگهای در دهه ۱۹۲۰ فهمیده بود که کاملاً باید بر حافظه خود اتکا کند. اون هیچ نوشته‌ای از خود بر جای نگذاشت. طی انقلاب فرهنگی، منتقدان تلاش کردند تا سابقه ای از خطاهای مرتکب شده توسط او جمع آوری کنند، اما هیچ اثر مکتوبی نیافتند.

💡 شدم دور از دیار یار و شد عمری که سوی من نه مکتوبی ز یار آید نه پیکی زان دیار آید

💡 دربارهٔ این روستا هیچ سابقه تاریخی مکتوبی وجود ندارد و فقط «کلنل چارلز ادوار دبیت» در کتاب سفرنامه خراسان و سیستان در دوره ناصرالدین شاه به توصیف منطقه ماخونیک پرداخته‌است.

لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز