محمولات

لغت نامه دهخدا

محمولات. [ م َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ محمولة. بارهای برداشته شده که از جایی به جایی برده شود. کالای تجارتی. بارها: آن امانت بسپردند و محمولاتی که داشتند به... رسانیدند. ( ترجمه تاریخ یمینی ). بیضه های عنبر و اوانی زر و سیم... و دیگر محمولات دیار هند. ( ترجمه تاریخ یمینی ). || نزد طبیبان داروهایی را نامند که در هنگام بیماری شرم زنان و دبر مانند شیاف و امثال آن بکار برند. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع محموله ( محمول ) ۱ - بار برداشته شده ها. ۲ - بار ها.

جمله سازی با محمولات

💡 تأثیر اصلی بر تفکر مارکس در این زمینه، لودویگ فویرباخ است که در کتاب «جوهر مسیحیت» هدفش غلبه بر آسیب و پریشانی جدایی افراد از ماهیت انسانی ضروری آنه است. فوئرباخ معتقد است که بیگانگی افراد مدرن ناشی از داشتن باورهای نادرست در مورد خدا است. مردم به اشتباه به عنوان یک موجود عینی، چیزی را که در واقع یک طرح انسان ساخته از محمولات اساسی خودشان است، شناسایی می‌کنند.

💡 پس از رسیدن محمولات توسط وسیله حمل‌کننده کالا به گمرک، کالا در انبارهای گمرکی قرار می‌گیرد. با ارسال اسناد توسط فروشنده و دریافت اسناد توسط خریدار امکان دریافت قبض انبار و ترخیصیه کالا از شرکت حمل‌کننده توسط ترخیص کار به عنوان نماینده صاحب کالا ایجاد می‌شود.