لبابه

لغت نامه دهخدا

( لبابة ) لبابة. [ ل َ ب َ ] ( ع مص ) خردمند شدن. ( زوزنی ) ( منتهی الارب ). عاقل گشتن.
لبابة. [ ل ُ ب َ ] ( ع اِ ) درخت اُمطی. ( منتهی الارب ). شجرالاُمطی. ( اقرب الموارد ).
لبابة. [ ل ُ ب َ ] ( اِخ ) جایگاهی است به ثغر سرقطسه به اندلس. ( معجم البلدان ). و نسبت بدان را لبابی گویند و آنجا مسقطالرأس گروهی از مشاهیر مسلمین است. ( قاموس الاعلام ترکی ).
لبابة. [ ل ُ ب َ ] ( اِخ ) نام دختر موسی بن جعفر ( ع ). ( حبیب السیر ج 1 ص 225 ).
لبابة. [ ل ُ ب َ ] ( اِخ ) نام مادر یونس پدر ثوابة است. رجوع به بنو ثوابة شود.
لبابة. [ ل ُ ب َ ] ( اِخ ) دختر علی بن ابیطالب ( ع ) و مادر وی کنیزک است.
لبابة. [ ل ُ ب َ ] ( اِخ ) صاحب مجمل التواریخ و القصص گوید: مادر ابوعبدالملک مروان بن محمدبن مروان بن الحکم بود. ام ولد ( کنیز )کردیه نام و لبابة گویند. ( مجمل التواریخ ص 321 ).
لبابة. [ ل ُ ب َ ] ( اِخ ) دختر عبداﷲبن جعفربن ابیطالب. وی نخست زوجه عبدالملک بود بعد مطلقه شد و علی بن عبداﷲبن عباس وی را تزویج کرد. ( حبیب السیر ج 1 ص 262 ).
لبابة. [ ل ُ ب َ ] ( اِخ ) دختر عبداﷲبن عباس، یکی از پردگیان ولیدبن عبدالملک. صاحب عقدالفرید آرد: و عن العتبی قال: کان عند الولیدبن عبدالملک اربع عقائل: لبابة بنت عبداﷲبن عباس و فاطمة بنت یزیدبن معاویة و زینب بنت سعیدبن العاس و ام جحش بنت عبدالرحمن بن الحرث. فکن یجتمعن علی مائدته و یفترقن فیفخرن. فاجتمعن یوما فقالت لبابة: اما واﷲ انک لتسوینی و انک تعرف فضلی علیهن و قالت بنت سعید: ما کنت اری ان للفخر علی مجازاً و انا ابنة ذی العمامة اذ لاعمامة غیرها. و قالت بنت عبدالرحمن بن الحرث: ما احب بابی بدلا و لو شئت لقلت فصدقت و صدّقت. و کانت بنت یزیدبن معاویة جاریة حدیثة السن فلم تتکلم؛ فتکلم عنها الولید فقال: نطق من احتاج الی نفسه و سکت من اکتفی بغیره؛ اما واﷲ لوشأت لقالت انا ابنة قادتکم فی الجاهلیة و خلفائکم فی الاسلام. فظهر الحدیث حتّی تُحدّث َ به فی مجلس ابن عباس، فقال: اﷲ اعلم حیث یجعل رسالته ! ( عقدالفرید ج 7 صص 114 - 115 ).
لبابة. [ ل ُ ب َ ] ( اِخ ) دختر رشید خلیفه. مادر وی شجی نام داشت. ( عقدالفرید ج 5 ص 396 ).
لبابة.[ ل ُ ب َ ] ( اِخ ) دختر عبدالرحمن بن جعفر، زوجه علی بن ابیطالب. این زن را علی علیه السلام طلاق داد و علی بن عبداﷲبن عباس به زنی کرد. ( عقدالفرید ج 5 ص 382 ).

فرهنگ فارسی

دختر عبد الرحمن ابن جعفر زوجه علی ابن ابیطالب. این زن را علی علیه السلام طلاق داد و علی بن عبد الله بن عباس به زنی کرد.

فرهنگ اسم ها

اسم: لبابه (دختر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: lobābe) (فارسی: لبابه) (انگلیسی: lobabe)
معنی: برگزیده، انتخاب شده، ( در قدیم ) خالص و برگزیده از هر چیز، ( اَعلام ) ) نام دختر موسی ابن جعفر ( ع )، ) نام دختر علی ابن ابی طالب ( ع )

جمله سازی با لبابه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حفصه، دیگر همسر محمد، پیامبر اسلام و دختر عمر بن خطاب، خلیفه دوم، نیز می‌خواست به عایشه بپیوندد، اما با توصیه‌های برادرش، عبدالله بن عمر، منصرف شد. طلحه و زبیر برای جلب ام سلمه، دیگر همسر محمد، که در آن زمان در مکه بود کوشیدند، اما وی نپذیرفت و عایشه را از شورش برحذر داشت و مردم را به سوی علی فراخواند. علاوه بر ام سلمه که در مکه آشکارا به دعوت مردم به سوی علی پرداخت، میمونه، دیگر همسر محمد و خواهرش، لبابه بنت حارث، نیز جانب علی را گرفتند.

ادریسی یعنی چه؟
ادریسی یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز