قره قاج
لغت نامه دهخدا
قره قاج. [ ق َ رَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان دینور بخش صحنه شهرستان کرمانشاهان واقع در 37 هزارگزی شمال باختری صحنه و 12 هزارگزی باختر شوسه کرمانشاه به سنقر. موقع جغرافیایی آن دامنه و سردسیر است. سکنه آن 330 تن. آب آن از رودخانه شاهپورآباد. محصول آن غلات، حبوبات، چغندرقند. شغل اهالی زراعت است. اتومبیل میتوان برد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
فرهنگ فارسی
دهی از دهستان دینور بخش صحنه شهرستان کرمانشاهان. واقع در ۳۷ هزار گزی شمال باختری صحنه و ۱۲ هزار گزی باختر شوسه کرمانشاه به سنقر و موقع جغرافیایی آن دامنه و سردسیر است.
جمله سازی با قره قاج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 علاوه بر درختان جنگلی مانند بلوط، گیوج، وهن و قره قاج که بصورت خودرو میرویند، در منطقه ایوان انواع و اقسام درختان مثمر و غیر مثمر که با آب و هوای منطقه سازگاری دارند کاشته میشوند. مهمترین این درختان عبارتند از: توت، گردو، انار، مو، زردآلو، زیتون، انجیر، ارغوان و از درختان غیر مثمر میتوان چنار، بید، کاج، سرو، صنوبر و درختچههای خودرو خرزهره، کرف، مورت و تمشک را نام برد.