مدح خوانی
مترادفها
ستایش، تمجید
متضادها
ذم کردن، نکوهش کردن
لغت نامه دهخدا
مدح خوانی. [ م َ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) مدیحه سرائی و مدیحه خوانی. عمل مدح خوان. رجوع به مدح خوان شود.
جمله سازی با مدح خوانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در آن باغ خرم که خوش باد خاکش اگر بلبلی کردم و مدح خوانی
💡 پیش تخت شاه چون من طوطی شکرفشان بلبل اندر پیش گل در مدح خوانی آمدست
💡 ای شهریار ذیشان کز غایت بزرگی شان تو بینیاز است از مدح خوانی من
💡 داند خدای عرش که هرگز نایستاد چون بنده مدح خوانی در هیچ بارگاه
💡 بنده را از هر چه در عالم خوشست هم به بزمت مدح خوانی خوشترست