کتک زده

لغت نامه دهخدا

کتک زده. [ ک ُ ت َ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) کتک خورده. ( فرهنگ فارسی معین ). مضروب. رجوع به کتک خورده شود.

فرهنگ فارسی

۱ - ( صفت ) آنکه مورد ضرب ( کتک ) واقع شده. ۲ - زن روسپی ژولیده و جلف.

جمله سازی با کتک زده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تلویزیون دولتی روسیه به نقل از برادر آناستازیا یشچنکو می‌گوید یشچنکو، کوتاه‌زمانی پیش از مرگ با برادرش تماس تلفنی داشته‌است. در آن تماس او با گریه گفته با هم دعوای‌شان شده، سوکولوف او را کتک زده و او هم‌خانه را ترک کرده، اما برای برداشتن برخی وسایل شخصی‌اش باید به آن‌جا بازگردد.

💡 کنسولگری عراق در خرمشهر چند بار در تاریقهای ۱۱ و ۲۶ اکتبر و یکم و هفتم نوامبر ۱۹۷۹ (مهر و آبان ۱۳۵۸) مورد حملات زشتی قرار گرفت. در و پنجره آن شکسته شد و محافظین و کارمندان او کتک زده شدند و به اسناد آن دستبرد زده شد تا ما را مجبور به تعطیلی آن کنند.

💡 عبدالکریم هاشمی نخل ابراهیمی، نمایندهٔ شهرستان‌های میناب، رودان، جاسک، سیریک و بشاگرد در مجلس در نطق میان دستور خود گفت که این طرح برای کشور نفعی ندارد، مردم هرمزگان را نگران کرده، آنان «مثل مردم فلسطین» تحت ظلم قرار گرفته‌اند و پلیس ضد شورش عدهٔ زیادی از جوانان را کتک زده و بازداشت کرده‌است. او به وزارت کشور هشدار داد مردم را بیش از این عصبانی نکنند.

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز