پشت گرم

لغت نامه دهخدا

پشت گرم. [ پ ُ گ َ ] ( ص مرکب ) مستظهر. معتمد. مُتکی: بدانکه منزلت تو نزد امیرالمؤمنین منزلت راست گوی امین است نه گمان زده تهمت ناک، چرا که امر حکومت را بتو سپرده و پشت گرم شد بتو نه بر تو. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 313 ).
- پشت کسی را گرم داشتن؛ مدد کردن به وی. یاری و مددکاری کردن به او. امداد:
نه هم پشتی که پشتم گرم دارد.نظامی.- پشت گرم بودن؛ مستظهر بودن:
فریب چون گل رعنا نمیخورم زنهار
در این چمن که مرا پشت از خزان گرم است.سلیم ( از فرهنگ ضیاء ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) مستظهر معتمد متکی. یا پشت گرم بودن. مستظهر بودن متکی بودن.

جمله سازی با پشت گرم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر نپوشی پوستینش می‌نگردد پشت گرم تا بپوشد از بره خورشید خاور پوستین

💡 بودم ولی بیاری طبعت چو پشت گرم هان این قصیده، جرأتم از لطف سامی است!

💡 سرمای سرد اگر ندهد دست پوستین هستیم پشت گرم زپشمینه و برک

💡 بکول چو وقت سرما شده پشت گرم قاری زهمه نمد فروشان جهان فراغ دارد

💡 چون تو ز خورشید پشت گرم میداری با خنده دم سرد بهم لایق نیست

💡 ز آفتاب تو آن را که پشت گرم شود چرا دلیر نباشد حذر چرا دارد

کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز