نیک کردار

مترادف‌ها

خوش‌رفتار، نیک‌خو

متضادها

بدکردار

لغت نامه دهخدا

نیک کردار. [ ک ِ ] ( ص مرکب ) نیکوکار. ( ناظم الاطباء ). خوش رفتار. نیک رفتار:
ساقی شکردهان و مطرب شیرین سخن
همنشینی نیک کردار و ندیمی نیک نام.حافظ.

فرهنگ عمید

نیکوکار، نکوکار.

فرهنگ فارسی

( صفت ) نیکو کار.

جمله سازی با نیک کردار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چو از عم نامی جوان این شنود بسی نیک کردار او را ستود

💡 نمرد آنک او نیک کردار مرد بیاسود و جان را به یزدان سپرد

💡 مقبلی مشفقی نکوکاری نیک کردار و راست گفتاری

💡 افراد نیک کردار همواره با رفتار درست و برخورد محترمانه با دیگران، باعث ایجاد آرامش و صمیمیت در محیط‌های اجتماعی و کاری خود می‌شوند.

💡 در متون اخلاقی و فلسفی، تاکید بسیاری از بزرگان بر این است که داشتن دانش بدون نیک کردار، فایده‌ای برای تکامل روح انسان ندارد.

💡 او با داشتن شخصیتی نیک کردار و صداقت در معاملات، توانست اعتماد همه مشتریان و همکاران خود را در طول سالیان متمادی جلب کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران