لغت نامه دهخدا
نداد.[ ن ِ ] ( ع مص ) ند. ندود. ندید. رجوع به نَدّ شود.
نداد.[ ن ِ ] ( ع مص ) ند. ندود. ندید. رجوع به نَدّ شود.
ند ندود ندید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ارتش شوگون که قلعه چیهایا را محاصره کرده بود، پس از یک نبرد طولانی محاصره به تدریج شروع به آرام شدن کرد. کوسونوکی ماساشیگه این فرصت را از دست نداد و دست به حمله زد و خسارت سنگینی را به ارتش شوگون وارد کرد.
💡 وی همچنین میگوید: اصلاحطلبان دوام حیات سیاسیشان را مدیون رهبری هستند که اجازه نداد این گروه از عرصه سیاسی کشور حذف شوند.
💡 این دعا با اوصاف خدا شروع میشود، سپس از طرف همه مؤمنان به امام دوازدهم سلام داده میشود و پس عهد و پیمان از خدا میخواهد که اگر ظهور در طول زندگی آنها رخ نداد و مردند، هنگام ظهور دوباره زنده شوند و به دنیا بازگردند.
💡 زاهدم از کعبه راند و برهمن راهم نداد من کیام اکنون از اینجا رانده، زانجا ماندهام
💡 چون نفس آیینهٔ دل هم ثبات ما نداد حیفِ نقش ما که در هر صفحه زایل بوده است
💡 و در ما نظاره همی کرد هر چند با وی سخن گفتیم جواب نداد و چون قصد او کردیم بگریخت و در هزیمت چنان دوید که همانا هیچ اسب او را در نیافتی