نکوبین

مترادف‌ها

بینای خوب، تیزبین

متضادها

بینا، بیننده

لغت نامه دهخدا

نکوبین. [ ن ِ ] ( نف مرکب ) نیکوبین. نیک بین. نکوخواه. خیرخواه. || که خوبیها و حسن را بیند. مقابل عیب بین و بدبین.

جمله سازی با نکوبین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اگرچه تو نکوئی ای نکوبین چو تو عکسی، نهٔ خود، آن او بین

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران