نکو خویی

لغت نامه دهخدا

نکوخویی. [ ن ِ ] ( حامص مرکب ) نکوخو بودن. خوش خلقی. عمل و صفت نکوخو. رجوع به نکوخو شود:
به نکوخویی خالی کند از کینه
دل بدخواهی همچون دل اهریمن.فرخی.

فرهنگ فارسی

نکو خو بودن. خوش خلقی. عمل و صفت نکو خو.

جمله سازی با نکو خویی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تحمل دلکش است اما نه چندین نکو خویی خوش است اما نه چندین

💡 نکو دلی و نکو مذهب ونکو سیرت نکو خویی و نکو مخبر و نکو منظر

💡 به نکو خویی خالی کند از کینه دل بد خواهی همچون دل اهریمن

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز