لغت نامه دهخدا
معنویه. [ م َ ن َ وی ی َ ی ِ ] ( ع ص نسبی ) تأنیث معنوی. ج، معنویات. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). معنوی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به معنوی شود.
- معارف معنویه؛ علوم وهمی. ( ناظم الاطباء ).
معنویه. [ م َ ن َ وی ی َ ی ِ ] ( ع ص نسبی ) تأنیث معنوی. ج، معنویات. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). معنوی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به معنوی شود.
- معارف معنویه؛ علوم وهمی. ( ناظم الاطباء ).
( صفت ) مونث معنوی جمع: معنویات.
تانیث معنوی جمع معنویات
💡 پنجم: محبت میان دو نفر که مناسبت معنویه پنهانی با یکدیگر داشته باشند گو هیچ یک به وجه مناسبت برنخورند و بسیار می شود که دو کس یکدیگر را به نهایت دوست می دارند بدون ملاحظه جمالی یا طمع جاه و مالی، بلکه به مجرد مناسبت ارواح ایشان است.
💡 خود آنجمله عماد معنویه است که انسانرا حقیقت در رویه است