لغت نامه دهخدا
مظلومانه. [ م َ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) بطور ستم رسیدگی و ظلم شدگی. ( ناظم الاطباء ). چون مظلومان. همانند ستم دیدگان. در حالت مظلومی و ستم رسیدگی.
مظلومانه. [ م َ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) بطور ستم رسیدگی و ظلم شدگی. ( ناظم الاطباء ). چون مظلومان. همانند ستم دیدگان. در حالت مظلومی و ستم رسیدگی.
توٲم بامظلومیت: نگاه مظلومانه.
بطور ستم رسیدگی و ظلم شدگی چون مظلومان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حسن روحانی حمله ارتش به مردم مصر (۲۳ مرداد ۱۳۹۲) را محکوم کرد و کشتار آنها را مظلومانه و دشمنانه دانست.
💡 در سال ۱۳۷۳ خورشیدی، زمانی که گروه طالبان به دروازههای شهر کابل رسیده بودند؛ او چندینبار به نمایندگی از استاد عبدالعلی مزاری؛ رهبر فقید حزب وحدت اسلامی افغانستان، با نمایندگان طالبان از جمله ملا محمد ربانی که بعدها به ریاست شورای سرپرست طالبان (نخستوزیری) رسید، در چهارآسیاب در جنوبشرق کابل به مذاکره پرداخت تا راه تفاهم به منظور جلوگیری از خونریزیهای احتمالی هموار شود. اگرچه در نهایت استاد عبدالعلی مزاری و یاراناش به دست طالبان به صورت مظلومانه به شهادت رسیدند؛ اما از بسیاری پیامدهای ناگوار دیگر در کابل به ویژه غرب شهر جلوگیری شد.