مریم صفت

لغت نامه دهخدا

مریم صفت. [ م َرْ ی َ ص ِ ف َ ] ( ص مرکب ) متصف به صفت مریم به معنی آبستنی با دوشیزگی و پاکی و عفت:
خیک است شش پستان زنی رومی دلی زنگی تنی
مریم صفت آبستنی عیسی دهقان بین در او.خاقانی.زود بینام از جلال کعبه مریم صفت
خیبر وارون عیسی گردویران آمده.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 371 ).ضمیرم نه زن بلکه آتش زن است
که مریم صفت بکرآبستن است.نظامی.

فرهنگ فارسی

دوشیزده پاکی و عفت

جمله سازی با مریم صفت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زود بینام از جلال کعبهٔ مریم صفت خیبر وارون عیسی گرد ویران آمده

💡 نی‌نی که با غم است مرا انس لاجرم مریم صفت بهار به بهمن درآورم

💡 باز گردد ای جان بر لب آمده کان نازنین عیسی مریم صفت بهر علاج جان رسید

💡 دوشیزه ایست فکر تو کز نفخ روح قدس مریم صفت به زادن عیسی مکرم است