لغت نامه دهخدا
مخترعات. [ م ُ ت َ رَ ] ( ع ص، اِ ) احداثات و اختراعات. ( ناظم الاطباء ). ج ِ مخترعة. نو پدید آورده ها: بر آن قرار افتاد که از عرایس مخترعات گذشتگان مخدره ای که از پیرایه عبارت عاطل باشد به دست آید. ( مرزبان نامه ص 6 ). و رجوع به مخترعة شود.