گهربار

گهربار ریشه‌ای عمیق و زیبا در زبان فارسی دارد و از دو جزء گوهر به معنای جواهر، مروارید، یا هر چیز گرانبها و فاخر و بار به معنای دهنده، افشاننده، یا حامل تشکیل شده است. در معنای تحت‌اللفظی، «گهربار» به معنای «افشاننده گوهر» یا «دهنده جواهرات» است. این ترکیب زیبا، بار معنایی والایی را به همراه دارد؛ چرا که نه تنها به سخاوت و بخشش اشاره می‌کند، بلکه به کلام و سخنی اشاره دارد که مانند گوهر، ارزشمند، درخشان و نفیس باشد. بنابراین، این واژه می‌تواند برای توصیف فردی با سخنانی شیوا و بلیغ به کار رود که هر کلامش چون گوهری ارزشمند است.

کاربردها و معانی مجازی در ادبیات

علاوه بر معنای اصلی، گهربار در ادبیات و معانی مجازی توسعه یافته است. یکی از کاربردهای رایج آن، اشاره به حالتی از اندوه عمیق است، آنجا که به جای گوهر، اشک جاری می‌شود؛ در این مفهوم، «گهربار» به معنای «اشک‌بار» یا «گریان» به کار می‌رود، گویی فرد گوهرهای اشک را بر زمین می‌افشاند. همچنین، در توصیف کلام و بیان، این واژه مترادف با «رسا و بلیغ» است؛ سخنی که اثرگذار، شیوا و دارای قدرت بیان بالایی باشد، شایسته این عنوان است. در متون قدیمی‌تر، این اصطلاح به معنای «شیوا و رساباز» نیز به کار رفته است، که نشان‌دهنده تأکید بر بلاغت و فصاحت در گفتار است، و بر غنای ادبی این کلمه در زبان فارسی تأکید می‌ورزد.

لغت نامه دهخدا

گهربار. [ گ ُ هََ ] ( نف مرکب ) مخفف گوهربار. || مجازاً گریان:
کنونم می جهد چشم گهربار
چه خواهم دید بسم اﷲ دگر بار.نظامی.عاشقان زمره ارباب امانت باشند
لاجرم چشم گهربار همان است که بود.حافظ. || کنایه از فصیح و رسا و بلیغ باشد:
لفظ گهربار او غیرت ابر بهار
دست زرافشان او طعنه باد خزان.خاقانی.رجوع به کلمه گوهربار شود.

فرهنگ فارسی

مخفف گوهر بار.

فرهنگ اسم ها

اسم: گهربار (دختر) (فارسی) (تلفظ: gohar bār) (فارسی: گهربار) (انگلیسی: gohar bar)
معنی: گوهربار، گوهر افشان، ( به مجاز ) اشک بار، گریان، رسا و بلیغ، ( = گوهربار، ( در قدیم ) ( به مجاز ) شیوا و رسا

جمله سازی با گهربار

💡 در دامن محشر رگ ابری است گهربار مژگان تواز گریه اگرترشده باشد

💡 یک بحر در حقیقت و امواج مختلف وان موج هم ز بحر گهربار آمده

💡 چشمی که گهربار نباشد چه کند کس آن جام که سرشار نباشد چه کند کس