گل شراب

لغت نامه دهخدا

گل شراب. [ گ ُ ل ِ ش َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) از تیره گل یخها است که درختهای زینتی با گلهای معطرند. ( گیاه شناسی گل گلاب ص 201 ). || کنایه از سرخی و یا عرق که از خوردن شراب بر روی پدید آید. ( آنندراج ):
خوش آن مستی که از رخسار زیبایت نقاب افتد
بجای پرده بر روی تو گلهای شراب افتد.خواجه آصفی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

از تیر. گل یخها است که درختهای زینتی با گلهای معطرند.

جمله سازی با گل شراب

💡 مرا که دل نگذارد که بیتو آب خورم مراد چیست که در وقت گل شراب خورم

💡 گرفته لاله بکف جام لعل و مانده بپای مگر ببزم خودش گل شراب ‌فرماید ؟

💡 به خاک پای تو خون می خورد به رغبت می همان حریف که در پای گل شراب نخورد

💡 بیا چو غنچهٔ تر، خیمه زن برابر گل شراب لاله‌صفت خور، به بوی ساغر گل

💡 نگردد تا جمالت مست زینت بخشی گلشن زجام گل شراب رنگ مانند شرر خیزد

💡 بهار آمد و بی گل شراب نتوان خورد کلید میکده را نیز باغبان دارد

فریاد یعنی چه؟
فریاد یعنی چه؟
گل نوش یعنی چه؟
گل نوش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز