لغت نامه دهخدا
کج طبعی. [ ک َ طَ ] ( حامص مرکب ) عمل کج طبع. بدسلیقگی. زشت پسندی. ستیزندگی.
کج طبعی. [ ک َ طَ ] ( حامص مرکب ) عمل کج طبع. بدسلیقگی. زشت پسندی. ستیزندگی.
عمل کج طبع. بد سلیقگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با رخ او ننگرم در هر که کج طبعی بود با گل ار خاطر بسوی خار و خس باشد مرا
💡 راستی مهر توام زی سجن اسکندر کشاند ورنه هارب بودم از کج طبعی خویش و تبار