چشمه شاه
لغت نامه دهخدا
چشمه شاه. [ چ َ م َ ] ( اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «مزرعه ای است از ناحیه فشارود قاینات و بدون سکنه است ». ( از مرآت البلدان ج 4 ص 236 ).
چشمه شاه. [ چ َ م َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان سبزواران بخش مرکزی شهرستان جیرفت که در 54 هزارگزی جنوب سبزواران و 4 هزارگزی خاور راه فرعی سبزواران به کهنوج واقع است و 42 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
فرهنگ فارسی
ده کوچکی است از دهستان سبزواران بخش مرکزی شهرستان جیرفت.
جمله سازی با چشمه شاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او حدس زدهاست که شاید تیگراناکرت باستانی که اسقف سبئوس و مؤسس خورناتسی از آن یاد کردهاند در همان محل جای داشته باشد. تاتارهای محل، زمینهای واقع در ۶ کیلومتری چشمه شاه بولاق را گاوورقالا (قلعه کافرها) مینامیدند، در حالی که چنین قلعهای در آن حدود دیده نمیشد.
💡 «ارمنیهای محل، زمینهای اطراف چشمه شاه بولاق را تنگرناکرت و ایرانیها ترناگورت مینامند.»