چشم ترک

لغت نامه دهخدا

چشم ترک. [ چ َ / چ ِم ِ ت ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از چشم تنگ که مقابل چشم فراخ است و مردم نژاد زرد و بعضی مردم دیگر بداشتن چنین چشمی معروفند. چشم تنگ:
چو چشم ترک شود حال تنگ بر مردم
گهی که ابروی تو داد عرض لشکر چین.کمال اسماعیل.رجوع به چشم تنگ شود.

جمله سازی با چشم ترک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ماه زنگی نسبت رومی رخ شاهی نسب بنده آن چشم ترک و زلف هندوی شماست

💡 چشم ترک تو به تیر نظر انداخت مرا چشم ترک توام انداخته باز از نظرست

💡 از چشم ترک دوست چه تیری که خورده‌ام وز طاق ابروش چه کمانی خریده‌ام

💡 زلف هندوی تو چینی و ترا رومی روی چشم ترک تو ختائی و ترا زنگی خال

💡 دیار هند و اقالیم ترک بسپارند چو چشم ترک تو بینند و زلف هندو را

💡 تا خورد خون مرا فاش از آن ابروی و چشم ترک مست نگهش دست به شمشیر آمد

التماس یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز