لغت نامه دهخدا
پینه دوزی. [ن َ / ن ِ ] ( حامص مرکب ) عمل پینه دوز. شغل پینه دوز.
پینه دوزی. [ن َ / ن ِ ] ( حامص مرکب ) عمل پینه دوز. شغل پینه دوز.
پاره دوزی، شغل و عمل پینه دوز.
عمل و شغل پینه دوز
از مشاغل سنتی، عمل تعمیر کردن کفش و گیوۀ پاره و خراب. پینه دوزان اغلب به صورت سیار کار می کردند، مگر شماری اندک که در دکان هایی کوچک مشغول به کار بودند. ابزار کار دکان دار های این جماعت عبارت بود از چهارپایه ای کوتاه برای نشستن، میزی کوچک برای کار، تغاری آب، درفش و سوزن و نخ، چکش و سندانی کوچک، گزن و سریش. پینه دوزان جز تعمیر، کفش های مشتریان خود را واکس هم می زدند. امروزه پینه دوزان را از قماش کفاشان می دانند و کفاش می خوانند. ازجمله کارهای پینه دوزان، دوخت ودوز شکافتگی ها و پارگی ها، عوض کردن پاشنه، انداختن پشت پاشنه و نیم تخت، قالب زدن و کف انداختن برای گشاد یا تنگ کردن کفش، تعویض بند و سگک و جز آن است.
💡 شغل این گروهها معمولاً شباهت بین هم دارند. چوری گردنبند بزازی تار سوزن فروشی، طبابت، پیشگوئی، کهنه فروشی، آهنگری، دایره سازی، فال بینی، کف شناسی، غربال سازی، قفس حیوانات سازی، تکری سازی، درو گری، باد دادنی دانه، پایکوب دانه برنج، دست فروشی، کالا فروشی، گدائی، پینه دوزی بوت، کار گر زراعتی، فروش ابزار زراعتی، دریه سازی، فال بینی، چال بازی، شادی بازی، خرس بازی مداری و غیره میباشد.