پهن نمودن

مترادف‌ها

گسترده کردن، پهن کردن، باز کردن، افراشتن

متضادها

جمع کردن، جمع شدن

لغت نامه دهخدا

پهن نمودن. [ پ َ ن ُ / ن ِ/ ن َ دَ ] ( مص مرکب ) تعریض. تسطیح. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

تعریض تسطیح

جمله سازی با پهن نمودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون گل بساط پهن نمودن ز سادگی است در گلشنی که غنچه صدای درا دهد

کلمات مرتبط