پشت کردن

لغت نامه دهخدا

پشت کردن. [ پ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ادبار ( مقابل رو آوردن، اقبال ). استدبار. روی برگردانیدن. روی تافتن. رو برتافتن. رو تابیدن. تَولی. || گریختن ( از جنگ دشمن ). بهزیمت رفتن. فرار کردن. || تکیه کردن. اتکاء. اتکال. اعتماد:
بدادار کن پشت و انده مدار
گذر نیست از حکم پروردگار.فردوسی.بگفت این و زی دادگر کرد پشت
دلش تیره از روزگار درشت.فردوسی.روا بود که بمیر اجل تو پشت کنی
اگر که امیر اجل بازدارد از تو اجل.ناصرخسرو.- پشت کردن بر چیزی؛ ترک آن گفتن. اعراض کردن از آن:
زن برون کرد کولک از انگشت
کرد بر دوک و دوک ریسی پشت.لبیبی.چو بیند به آن روی پرآب و تاب
کند ماه نو پشت بر آفتاب.طغرا ( از فرهنگ ضیا ).- پشت کردن به؛ اعراض.
- پشت کردن کتاب؛ تجلید. ( مجمل اللغة ). جلد کردن کتاب.
- پشت کرده؛ پوست کرده. مُجلد. جلدکرده.
- فراپشت کردن؛ جامه بر دوش کسی انداختن: چون فَرَجی پیش شیخ بنهادند، شیخ گفت فراپشت ما کنید، فراپشت شیخ کردند. ( اسرارالتوحید ص 174 ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۲- زمینهای موجود را برای زراعت بین دهقانان بحکم قرعه توزیع کردن. یا پشت کردن بر چیزی. ترک آن گفتن. یا پشت کردن کتاب. جلد کردن آن تجلید.

جمله سازی با پشت کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ارتداد، در لغت به معنی رد کردن یک دین و پشت کردن به آن و در اصطلاح حقوقی، اعلام علنی ترک یک دین است.

💡 توپاک از گروه دونفرهٔ ماب دیپ هم که افراد جوان‌تر و پرورش یافته توسط خود او بودند به دلیل پشت کردن به او به شدت انتقاد می‌کرد، عنوانی که مانند مورد مشابه با خوانندهٔ سرشناس دیگر ناز پس از مرگ او، به دلیل احترام خاصی که همگی هنرمندان وقت به چیره‌دستی او در ابراز جسورانهٔ عقایدش داشتند، به دست فراموشی سپرده شد.

💡 اقبال این زمانه و، ادبار آن یکی است رد کردن کمان بنشان، پشت کردن است

💡 سیرچشمان را غرض از جمع دنیا ترک اوست سکته بهر پشت کردن رو به زر می‌آورد

💡 میاور رو به مردم تا نگردانند رو از تو که باشد بر خلایق پشت کردن مقتدا بودن

پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز