پس خورد
مترادفها
رد کردن، پس زدن، عقبنشینی
متضادها
پیش رفتن، جلو رفتن
لغت نامه دهخدا
پس خورد. [ پ َ خوَرْ / خُرْ ] ( ن مف مرکب ) رجوع به پس خورده شود.
فرهنگ فارسی
۱- ( صفت ) آنکه پس ماند. غذای دیگران را میخورند. ۲- ( صفت ) پس خورده یا باز ماند. طعام و غذا و شراب سوئ ر.
جمله سازی با پس خورد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دلی که نیست به درد فراقت ارزانی روا مدار کز آن پس خورد پشیمانی
💡 زمان آینده با افزودن صرف حال فعل خواستن به سوم شخص مفرد فعل مورد نظر ساخته میشود. پس خورد میشود خواهد خورد. برای فعلهای مرکب، همانند تمیز کردن، خواهد در میان دو بخش فعل قرار میگیرد، و کردن صرف میشود: تمیز خواهد کرد. برای منفیسازی، به خواهد نَـ افزوده میشود: نخواهد خورد. زمان آینده معمولاً در فارسی محاورهای استفاده نمیشود.