لغت نامه دهخدا
ولایت گیر. [ وَ / وِ ی َ گی ] ( نف مرکب ) ولایت گیرنده. تسخیرکننده ولایت. ولایت ستان:
من چو شیر جوان ولایت گیر
جای من کی رسد به روبه پیر؟نظامی.دو ملک زاده بلندسریر
این جهانجوی و آن ولایت گیر.نظامی.
ولایت گیر. [ وَ / وِ ی َ گی ] ( نف مرکب ) ولایت گیرنده. تسخیرکننده ولایت. ولایت ستان:
من چو شیر جوان ولایت گیر
جای من کی رسد به روبه پیر؟نظامی.دو ملک زاده بلندسریر
این جهانجوی و آن ولایت گیر.نظامی.
(صفت ) ولایت ستان
💡 من چو شیر جوان ولایت گیر جای من کی رسد به روبه پیر؟